خرید بک لینک
اسفند جان رخ نموده ودلبری از سر گرفته با جوانه ها وسبزه های گاه گاه خنده های مستانه سر میدهد وبا سرمای دور از انتظار خم بر ابروی پرناز میاورد،دو دل است انگار بین باران وبرف،بین آفتاب وتاریکی،بین چهچه بلبلان عاشق یا سکوت بی پایان دشت،اما در نهایت بر میگزیند سبزی را،شادی را،عشق را وبهااار را...بهار دل انگیزِ رنگارنگِ معطر با کرشمه های دلپسندش از راه میرسد و از جام شقایق می گلگون شبنم را این کهنه ترین شراب هستی را از نو سرمیکشد ومستانه میخندد،خوش بحال روزگار.

برچسب: نویسنده: هیراد قربانی تاريخ: دوشنبه 28 آذر 1401 ساعت: 20:34

صفحه بندی